
طعنه سنگین به رضا پهلوی: وطن فروشی که شاخ و دم ندارد
رضا رئیسی، روزنامه نگار در یادداشتی نوشت:
تاریخ جهان یادآور دروازهگشایانی است که چشم بر موطن آبا و اجدادی بسته و دروازهها را برای ورود دشمن خارجی و متجاوزان و کشور گشایان گشوده و ننگ و شرمساری ابدی را برای خود خریدهاند.
از آنجا که ایران عزیز ما در مسیر کریدور ارتباطی شرق-غرب جهان قرار داشته و از غنای تمدنی و زیست مورد غبطه اقوام متجاوز برخوردار است از سیطره جویی و چنگ اندازی بیگانگان و متجاوزان مصون نبوده و به موازات آن در تاریخچه خود از این دست وطنفروشیهای آگاهانه یا از سر غفلت و جهل کم ندیده است.
اگر تا دیروزها، فقدان اطلاعات و ناآگاهی و جهالت در این دست موارد، توجیهاتی داشت، امروز در عصر اطلاعات و ارتباطات و در پهنه مینیمالیزه شدن زیست عمومی و خلق مفهوم دهکده جهانی دیگر هیچ توجیه و غفلتی در این زمینه پذیرفتنی نیست و گزاره و گزینهای برای سرپوش گذاشتن بر حقارت و حماقت قابل ارایه نیست.
اپوزیسیون جمهوری اسلامی ایران که از همان آغازین روزهای پیروزی انقلاب از سوی بقایای حکومت قبلی یا جداشدگان از ساختار حاکمیتی مستقر شکل گرفته و طی چند دهه اضلاع وبازیگران مختلف و متکثر آن به رغم تفاوتهای معنادار بر روی یک چیز اتفاق نظر داشتند و آن همانا این که ما دلسوز و عاشق ایران ایم و از آن حیث در برابر حکومت جمهوری اسلامی قد برافراشتهایم که ساختار و اضلاع و اجزای آن را دوستدار ایران و دلسوز ایرانی نمیدانیم و مخل امنیت و منافع ملی و کیفیت زندگی ایرانیان میپنداریم.
در یک کلام آنان مدعی بودند ما اپوزیسیون ساختار موجود سیاسی هستیم نه اپوزیسیون موجودیتی به نام ایران و منافع ملی مردمان آن.
این صحنهآرایی اما طی چند سال اخیر با شدتگیری فشارها و مضایق برآمده از فشارهای تحریم و تهدید دُول بیگانه بر زندگی و معیشت و سطح رفاه عمومی جامعه، بسط و دایره شمول گستردهتری هم داشت و حتی اتحاد و همراهی مشمئزکننده و خجالت آور با اسراییل در ماجرای حمایت و نسلکشی مردمان غزه که هیچ، حتی استقبال و اقبال در حمله نظامی به خاک ایران (در ادبیات آنان جمهوری اسلامی) هم نتوانسته بود آن گونه که بایسته و شایسته است صحنه آرایی آنان را دایر بر اینکه ما هدف مان سرنگونی جمهوری اسلامی است و نه آسیب به مردم و منافع ملی ایران نقش بر آب سازد.
جماعتی که تا دیروز از روی کارآمدن ترامپ، هلهله و شادی میکردند و برای آغاز جنگ ثانیه شماری و کار جمهوری اسلامی را تمام شده میپنداشتند، با آغاز زمزمهها برای ازسرگیری دور تازه مذاکرات، به یکباره دچار شوک و کلپس روحی و روانی شدند و انگار کاخ آمال و آرزوهاشان به یک باره فرو ریخت و آن روی دیگر سکه را نشان دادند.
با پیشرفت مذاکرات و سرعت و شتاب مثبت و رو به جلوی آن، رسانههای آنور آبی از هیچ کوشش و تبلیغ و تلاشی برای به حاشیه رانی مذاکرات کوتاهی نکردند و با پروپاگاندای سیاه به میدان آمدند و از یک دیوار نوشتی سر و ته یک نفر در ناکجا آباد تا گفت و گو با یک شهروند جوان ایتالیایی که به مردم ایران توصیه می کرد به دوران طلایی رژیم ۵۰ سال پیش منقرض شده (بیست سال از به دنیا آمدن خود وی جلوتر) بازگردند و با خبرسازی به نقل از منابع جعلی تا تحلیلهای آبدوغ خیاری راجع به اهداف و اغراض ترامپ از مذاکره را روی آنتن بردند تا فضای افکار عمومی را مشوش کنند.
در نهایت به هر طریق ممکن نشان دادند از مذاکره و رفع تهدیدات و تحدیدات علیه مردم ایران، بیش و پیش از همه چیز ترس و ارعاب دارند و همه آن شعارهای فانتزی و شیک و پیک برای رهایی و آزادی و رفاه مردم ایران یک دروغ شاخدار و یک صحنهآرایی مضحک بیش نبوده است.
مردم ساکن در اتمسفر ایران، فارغ از هر گرایش و نگرش سیاسی و اجتماعی و فرهنگی در طول دو دهه اخیر بیش و پیش از هر گزاره و گزینهای، تحت فشار تحریمها، زندگی سخت و مشقت باری را تجربه و زندگی چند نسل از مردم ایران دچار فروکاست و تقلیل و تخریب قرار گرفت و فرصت های بسیاری برای پیشرفت و توسعه کشور به ثمن بخس از کف رفت.
حال چگونه میتوان مدعی بود که اینان دلسوز و دلباخته مردمی هستند که با جو روانی ایجاد شده در قالب مذاکره فرصت تنفسی یافته و از حجم فشارها و تنشهای پیشروی آنان لختی و اندکی کاسته شده است؟
چگونه میتوان از تعدیل قیمت ارز در پیامد آغاز مذاکرات و خشنودی جمعی مردم کوچه و بازار و کاسته شدن استرس و بیم آنان از آینده را دید و با مذاکرات مخالفت کرد و برای صربه زدن به آن از هیچ گوششی دریغ نکرد و در نهایت ادعای ایران دوستی و دلبستگی به مردمان این سرزمین داشت!؟
در واقع و به زبان عامیانه وطن فروشی که شاخ و دم ندارد، این وطن سوزان نوین گوی سبقت را از اسلاف تاریخی و نمونههای خارجی خود ربودهاند، اگر تا دیروز حمله نظامی به خاک ایران را با توجیه مشمئز کننده و فوق ابلهانه حمله به جمهوری اسلامی نه حمله به ایران عنوان میکردند و مدعی بودند همه اینها در نهایت به نفع مردم ایران و برون رفت از آنچه آنان وضعیت فلاکت بار می خواندند و مدعی بودند در نهایت خوشبختی و سعادت از ورای همه این مخاطرات را برای مردم ایران به ارمغان میآورند.
حالا که با کمترین هزینه و امنیت آفرین ترین وضعیت گشایشی در زندگی مردم رخ داده و وضعیت شیب مطلوبیت به خود گرفته، همه آن شعارها را فراموش و از هیچ کوششی برای صدمه زدن به این فرآیند مذاکرات کوتاهی نمیکنند.
کاش کسانی که با ساده دلی فریب این صحنه آرایی های انتزاعی و دروغین را خورده بودند با نقش آفرینی این چند روزه اپوزیسیون در مخالف خوانی با مذاکره دست شان آمده باشد که نه خون، نه جان، نه مال نه عاقبت و زندگی مردم ایران برای این منفعت طلبان از همه جا مانده و رانده شد، اندک پشیزی برای آنان ارزش ندارد و آنان به هرطریقی رویای بازگشت و استیلا بر سرمایه های ملی و چپاول منافع کشور را دارند و در این مسیر از هیچ رذالت اخلاقی و تحقیر هویتی ابایی ندارند و چون در وجه ایجابی حرفی برای گفتن و هنری برای جذب ندارند از هیچ دروغ و دونگ گویی پرهیز ندارند و در این مسیر چارهای جز همکاری با دشمنان ایران و ایرانی و سفید شویی آنان نیز نداشته و در این زمینه هیچ غفلت و کوتاهی نخواهند داشت.