
مادرکشی وحشتناک برای خوشحال کردن معشوقه
هفت صبح: شش ماه قبل مرد جوانی سراسیمه با مرکز فوریتهای پلیس ۱۱۰ تماس گرفت و خبر از قتل هولناک مادر خود در خانه مسکونیاش واقع در شهرستان دماوند داد. به این ترتیب تیم جنایی خیلی سریع برای رسیدگی به موضوع در محل وقوع جنایت حاضر شدند و در اولین بررسیها مشاهده کردند که زن ۵۵ ساله به نام فریبا با ضربات متعدد چاقو از پای در آمده و غرق در خون روی زمین افتاده است.
پسر فریبا به عنوان نخستین کسی که با جسد مادرش مواجه شده بود، هدف تحقیقات جنایی قرار گرفت و به ماموران جنایی گفت:«من مدتی قبل ازدواج کردم و زندگی مستقلی داشتم اما تقریبا هر روز از مادرم که به همراه برادر مجردم زندگی میکردند خبر و سراغی میگرفتم تا اینکه صبح روز حادثه برادر کوچکترم به نام فرشاد در محل کارم سراغ من آمد.فرشاد به شدت پریشان بود و گریه میکرد.
او میگفت من برای تو برادر خوبی نبودم و برای مادرمان هم فرزند خوبی نبودم.من میدانستم برادرم عصبی و معتاد است اما گیج شده بودم و نمیدانستم چرا آن حرفها را میزند.هر چقدر به او گفتم مگر چه شده که اینطور حرف میزنی، او جواب درستی نداد و بعد هم رفت.من خیلی نگران شده بودم و با خودم فکر کردم نکند فرشاد مبتلا به افسردگی شده و کاری دست خودش بدهد.از حرفهایش اینطور فهمیده بودم که او قصد خودکشی دارد.»
پسر بزرگ فریبا ادامه داد:«بعد از رفتن فرشاد خیلی سریع با مادرم تماس گرفتم تا موضوع را به او اطلاع دهم.میخواستم بگویم مراقب فرشاد باش! اما مادرم جواب تلفنم را نداد و همین موضوع من را بیشتر نگران کرد.برای همین کار را رها کردم و به خانه مادرم آمدم.
من کلید خانه را داشتم و وقتی در را باز نکرد، خودم وارد خانه شدم و با جسد مادرم که به طرز هولناکی کشته شده بود، مواجه شدم. حالا انگار معنی حرفهای فرشاد را میفهمم! او مادرم را کشته و برای همین عذاب وجدان داشت و سراغ من آمده بود.» با اطلاعاتی که پسر فریبا در اختیار ماموران جنایی قرار داد، برادر او به عنوان تنها مظنون پرونده تحت تعقیب قرار گرفت و سرانجام دستگیر شد.
اولین اعترافات
فرشاد بعد از دستگیری به قتل هولناک خود اعتراف کرد و گفت:«من معتاد به شیشه هستم و بیماری اختلال شخصیت دارم.روز حادثه خمار بودم و حالم دست خودم نبود.از مادرم خواستم به من پول بدهد اما با او بحثم شد و دیگر نفهمیدم چه کار میکنم.
وقتی مواد کشیدم تازه به خودم آمدم و فهمیدم چه کاری کردهام.برای همین با عذاب وجدان نزد برادرم رفتم.» محاکمه فرشاد در شعبه پنجم دادگاه کیفری یک استان تهران آغاز و در دفاع از خود جزئیات حادثه را شرح داد.این در حالی است که برادر او به عنوان تنها ولیدم پرونده تقاضای قصاص متهم را کرده است.
قتل مادر به خاطر معشوقه
فرشاد در دفاع از خود گفت:«وقتی بچه بودم پدرم ما را رها کرده و رفته بود.او اعتیاد داشت و سالها بعد من هم اسیر اعتیاد شدم.تا اینکه با دختری دوست شدم که انگار قبل از آشنایی او با او هیچ عشقی را تجربه نکرده بودم.بعد از مدتی فهمیدم آن دختر با افراد دیگری هم ارتباط دارد و دختر خوبی نیست اما به حدی عاشقش بودم که نمیتوانستم از او دل بکنم.برای همین هر خواستهای داشت انجام میدادم تا ترکم نکند.
در نهایت پولم تمام شد و دیگر پولی نداشتم تا هدایای مورد نظر آن دختر را تامین کنم.از طرفی خودم هم درگیر مصرف مواد بودم و برای همین روز حادثه به سرم زد مادرم را بکشم و طلاهایش را سرقت کنم.» متهم ادامه داد:«آن روز ناغافل به مادرم حمله کردم و بالش را روی سرش گذاشتم تا صدایش درنیاید بعد با چاقو به او چند ضربه زدم و طلاهایش را دزدیدم که کل آن 30 میلیون تومان بیشتر ارزش نداشت.» قضات دادگاه بعد از شنیدن دفاعیات متهم برای صدور رای وارد شور شدند.