ونزوئلا بعد از نیکلاس مادورو چه خواهد شد؟

در پی حملات جنجالی ایالاتمتحده به ونزوئلا و برکناری رییسجمهور نیکلاس مادورو، گمانهزنیها درباره پیامدهای اقدام واشنگتن در داخل ونزوئلا و در صحنه بینالمللی به اوج خود رسیده است.
به گزارش روز نو دونالد ترامپ، رییسجمهور امریکا روز شنبه اعلام کرد مادورو پس از حملات نظامی به پایتخت ونزوئلا، کاراکاس، «بازداشت» شده است؛ اقدامی که به بهانه مبارزه با آنچه وی «کارزار مرگبار تروریسم موادمخدر علیه امریکا» خواند، صورت گرفت. ترامپ همچنین وعده داد که ایالاتمتحده کشور امریکای جنوبی را در طول دوره انتقال سیاسی «اداره» خواهد کرد و مردم ونزوئلا را «ثروتمند، مستقل و ایمن» میکند. هرچند براساس آخرین گزارشها خانم دلسی رودریگز، معاون مادورو به عنوان سرپرست دولت انتخاب شده است، با این حال، این اقدامات با محکومیت گستردهای مواجه شده و کارشناسان حقوق بینالملل، ازجمله کلیر فینکلشتاین، استاد حقوق دانشگاه پنسیلوانیا، آن را «استفاده غیرقانونی از زور و نقض حاکمیت ونزوئلا» توصیف کردهاند. فینکلشتاین تاکید کرد که مادورو حقوق قضایی شخصی دارد و هیچ تهدید فوری برای امریکا وجود نداشت که توجیهکننده اقدام یکجانبه شاخه اجرایی باشد.
او برنامه امریکا برای «اداره» ونزوئلا را نیز غیرقانونی خواند و یادآور شد که دموکراسی بر این اصل استوار است که مردم صاحب حاکمیت هستند و رهبران خود را انتخاب میکنند. همزمان گرگوری میکس، ارشد دموکرات در کمیته امور خارجی مجلس نمایندگان، گفت که با وجود ادعاهای دولت ترامپ، هیچ تهدید فوری ازسوی ونزوئلا علیه ایالاتمتحده وجود نداشت و قطعا هیچ تهدیدی که توجیهکننده اقدام نظامی بدون اجازه کنگره باشد، وجود نداشت. میکس همچنین در بیانیهای که در شبکههای اجتماعی منتشر شد، افزود: «این اقدامات هم قوانین داخلی امریکا و هم قوانین بینالمللی را نقض کرده و به اذعان خود ترامپ، یک عملیات محدود نیست.» نمایندگان حزب دموکرات در امریکا مدتی بود که از دولت ترامپ درباره اهدافش در ونزوئلا پاسخ میخواستند و رییسجمهور جمهوریخواه را متهم میکردند که درصدد انجام اقدامات نظامی بدون نظارت کنگره است. طبق قانون اساسی امریکا، تنها کنگره حق اعلان جنگ دارد، اما این اختیار طی چند دهه گذشته تضعیف شده و امریکا در جریان آنچه «جنگ علیه تروریسم» مینامد، حملات نظامی متعددی در سراسر جهان انجام داده است که براساس تفاسیر گسترده از اختیارات کنگره صورت گرفتهاند.
با این همه اقدامات امریکا در ونزوئلا در حالی انجام شد که پیشتر واشنگتن کمپین فشار چند ماههای علیه مادورو راهاندازی کرده بود، بدون ارایه شواهد، او را به ارتباط با قاچاقچیان موادمخدر متهم و تحریمهایی علیه خانوادهاش اعمال کرد. همچنین کشتیهای مظنون به قاچاق موادمخدر در دریای کاراییب مورد حمله قرار گرفتند و نفتکشهای ونزوئلا توقیف شدند. این فشارها پیشزمینهای برای مداخله نظامی و هدفگیری ذخایر عظیم نفتی ونزوئلا بود. اما ناظران مدعیاند این حمله، فراتر از منافع امنیتی ادعایی امریکا، نشاندهنده یک استراتژی اقتصادی و ژئوپلیتیک است. در هر حال تحلیلگران بعد از تحولات برقآسای رخ داده در ونزوئلا با سوالات متعددی روبهرو هستند که اذعان دارند در کوتاهمدت نمیتوان به همه آنها پاسخ قاطعی داد؟ اینکه سرنوشت مردم ونزوئلا در شرایط پیش رو و در حالی که کاملا بیتفاوت هستند چه خواهد شد؟ آینده اپوزیسیون در شرایطی که در کمال ناباوری توسط دونالد ترامپ برای اداره ونزوئلا کنار گذاشته شد چه خواهد شد؟ سرنوشت نظامیان و ارتش ونزوئلا به عنوان مهمترین رکن اداره این کشور به چه سمت و سویی میرود... در همین راستا روزنامه اعتماد با هدف ارزیابی فاکتورهای مهم برکناری مادورو و گامهای بعدی امریکا با هادی اعلمی فریمان، کارشناس مسائل امریکا گفتوگو کرده است.
مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید: هادی اعلمی فریمان، کارشناس مسائل امریکای لاتین در پاسخ به سوال «اعتماد» در ارتباط با اقدام اخیر امریکا و حمله نظامی این کشور به ونزوئلا تشریح کرد: سرانجام دونالد ترامپ به حملات نظامی علیه ونزوئلا چراغ سبز نشان داد. اما این عملیات لجستیک کامل اطلاعاتی را داشته و برای تحققش در بازه زمانی طولانی هماهنگیهایی انجام شده است. در هر حال قاعدتا پس از مرحله حمله نظامی و تغییر رژیم همانطور که پیشتر پیشبینی شده بود البته به شکل موفق، گام بعدی ایالاتمتحده ورود به مرحله «رژیمسازی» است. دونالد ترامپ نیز در مصاحبه اخیر خود با شبکه فاکسنیوز، صراحتا اعلام کرد که واشنگتن در حال بررسی و گفتوگو برای یافتن جانشین یا رهبری است که بتواند اداره کشور را برعهده بگیرد.
حتی اعلام شد که ظاهرا ماریا کورینا ماچادو هم توانایی اداره کشور را ندارد و ظاهرا به حاکم نظامی چهرهای با تجربه پل برمر در عراق فکر میشود. به گفته این کارشناس مسائل بینالملل این اظهارات به روشنی نشان میدهد که بحث جانشینی و رژیمسازی، مرحله بعدی راهبرد امریکا پس از تثبیت شرایط محسوب میشود. ترامپ در نشست خبری خود نیز با تردید درباره جانشینی خانم ماچادو صحبت کرد. در عین حال، آنچه در شرایط کنونی اهمیت دارد، مشخص شدن وضعیت ثبات سیاسی، دستکم در روزهای آتی پس از تحولات است. در داخل ونزوئلا بازیگران مختلفی حضور دارند؛ ازجمله رییس مجلس، وزیر کشور و حتی وزیر دفاع که هر یک مدعیاند کنترل کشور را در دست دارند.
اما دیوان عالی دادگستری ونزوئلا برابر قانون اساسی «دلسی رودریگرز» را انتخاب کرده است. فریمان در ادامه به «اعتماد» گفت: با این حال، بحثهایی که هماکنون مطرح است حاکی از آن است که نوعی توافق، چه با بدنه نیروهای مسلح و چه با بخشی از مقامات سیاسی و نظامی، شکل گرفته یا در حال شکلگیری است که به نوعی توافق برای دستگیری و اعمال نفوذ داخلی است. در هر صورت اکنون خانم رودریگز فعلا سرپرست دولت ونزوئلا شده است. در این چارچوب، از توافقهایی سخن گفته میشود که با ترکیبی از اقدامات امنیتی، اطلاعاتی یا حتی نظامی، روند تحولات را تسریع کرده است.
بر همین اساس، انتظار میرود به محض ورود ایالاتمتحده به این فرآیند، حضور این بازیگر در ونزوئلا طولانیمدت نباشد. به محض آنکه موضوع تشکیل هیات موسسان برای انتقال قدرت نهایی شود و نیروهای مسلح وفاداری خود را به یک رییسجمهور انتقالی یا ساختار جدید اعلام کنند، امریکا به سرعت نیروهای خود را خارج خواهد کرد. درنهایت، اداره کشور به نیروهای جدید اپوزیسیون یا نماینده موقت واگذار میشود؛ نیروهایی که به احتمال زیاد گرایش آشکاری به ایالاتمتحده خواهند داشت و در چارچوب سیاستهای موردنظر واشنگتن عمل خواهند کرد. حتی ممکن است در ساختار فعلی هم نیروهایی از بدنه فعلی تمایل به همکاری همهجانبه با ایالاتمتحده داشته باشند.
فریمان در پاسخ به دیگر سوال «اعتماد» درباره سرنوشت اپوزیسیون باتوجه به اینکه توسط دونالد ترامپ نادیده گرفته شدهاند چیست، گفت: در شرایط کنونی، بحث ورود «ماریا کوریانا ماچادو» به عنوان رییس دولت انتقالی، به شکل مبهمی مطرح است هرچند دونالد ترامپ نیز در مصاحبه اخیر خود نشان داد که ایالاتمتحده روی او سرمایهگذاری سیاسی قابلتوجهی انجام داده است. طی سالهای گذشته، چهرهسازی رسانهای و سیاسی مشخصی از ماچادو صورت گرفته و او به عنوان یکی از بازیگران باسابقه صحنه سیاسی ونزوئلا شناخته میشود که سالها در مسیر مبارزه سیاسی فعال بوده است. اما ترامپ در نشست خبری خود مدعی شد که او فعلا گزینه مناسبی برای اداره ونزوئلا نیست، چراکه احترام و حمایت سیاسی در ونزوئلا ندارد.
هر چند که ماچادو موفق به دریافت جایزه صلح نوبل شده و از نگاه امریکاییها، چهرهای شناختهشده و قابل اعتماد به شمار میرود. به گفته این کارشناس مسائل بینالملل با این حال، ارزیابی توانایی او برای اداره کشور و مدیریت شرایط پیچیده ونزوئلا، بحثی جداگانه است که همچنان محل تردید و بررسی است. در هر صورت، این گزینه یکی از سناریوهایی است که امریکا روی آن کار میکند. در کنار آن، «ادواردو گونزالس»
نیز پیشتر ازسوی ایالاتمتحده به عنوان رییسجمهور به رسمیت شناخته شده و همچنان یکی از ارکان اصلی اپوزیسیون محسوب میشود. با این همه به نظر میرسد باتوجه به تعیین تکلیف وضعیت نیکلاس مادورو و انتقال او به ایالاتمتحده دستکم براساس قرائن و شواهد موجود، اپوزیسیون ونزوئلا در مسیر دستیابی به انسجام بیشتر قرار گرفته باشد؛ انسجامی که میتواند معادلات قدرت در مرحله پس از مادورو را تا حد زیادی تحت تاثیر قرار دهد. فریمان در ادامه این گفتوگو و درباره سرنوشت نظامیان و ارتش ونزوئلا به عنوان یکی از مهمترین ارکان قدرتمند این کشور گفت: معمولا پس از فروپاشی رهبری باتوجه به تئوریهای نظامی ساختار توان استمرار وضعیت آشوب را ندارد.
البته در برخی بخشها گروهی از نظامیان که نخبگان قلمروی نظامی هستند و به مسائل سیاسی علاقهمند میباشند و ضمنا جاهطلبیهای شخصی نیز دارند در امریکای لاتین تحت عنوان خونتای نظامی مدیریت کار را دست میگیرند. اما ساختار نظامی به حدی از نیروهای شایسته از هراس رقیب خالی شده که تحقق این سناریو بعید است. مضاف بر اینکه بمباران امریکاییها استهلاک سازمانی ارتش را به شدت افزایش داده است. فریمان در پاسخ به دیگر سوال «اعتماد» درخصوص ادعای مشارکت ایالاتمتحده در حوزه نفتی ونزوئلا گفت: این مشارکت عمدتا از طریق شرکتهای بزرگ انرژی اعمال خواهد شد. در شرایط کنونی، شرکت «شورون» از نگاه امریکاییها بهترین و مناسبترین گزینه برای ایفای این نقش به شمار میرود. این ارزیابی باتوجه به سابقه حضور شورون در ونزوئلا، میزان تسلط آن بر برخی چاههای نفتی و سرمایهگذاریهای گستردهای که این شرکت در گذشته و حتی در مقطع فعلی انجام داده، شکل گرفته است. افزون بر این، مجوزهای اخیر صادر شده نیز موقعیت شورون را نسبت به سایر رقبا تقویت کرده است.
به گفته فریمان در مرحله بعد، بهتدریج سایر شرکتها نیز، در صورت اعلام آمادگی، وارد این عرصه خواهند شد. در وهله نخست، این شرکتها عمدتا امریکایی خواهند بود و پس از آن، شرکتهای اروپایی نیز بهصورت تدریجی به بازار انرژی ونزوئلا راه پیدا خواهند کرد. به نظر میرسد این روند با سرمایهگذاریهای گستردهای همراه باشد که میتواند پیامدهای قابلتوجهی برای صنعت نفت ونزوئلا و همچنین بازار جهانی نفت به همراه داشته باشد.
این کارشناس مسائل بینالملل در ادامه خاطرنشان کرد: نکته مهم دیگر آن است که در صورت ورود شرکتهای بزرگ انرژی و انجام سرمایهگذاریهای گسترده در ونزوئلا، بازسازی ساختار فرسوده صنعت نفت این کشور در دستور کار قرار خواهد گرفت و تولید نفت ونزوئلا بار دیگر به جریان خواهد افتاد. در چنین سناریویی، ظرفیت تولید نفت ونزوئلا میتواند به سطحی در حدود ۲ تا ۳ میلیون بشکه در روز برسد؛ تحولی که تاثیری شگرف بر بازار جهانی نفت بر جای خواهد گذاشت. چنین افزایشی در تولید، میتواند ایالاتمتحده را تا حد زیادی از وابستگی به بازار نفت خلیجفارس بینیاز کند و در نتیجه، معادلات کلان بازار انرژی و حتی معماری امنیتی و سیاسی مناطق مختلف جهان را تحت تاثیر جدی قرار دهد.
فریمان در ادامه همچنین تاکید کرد: پیامدهای این تحول صرفا به حوزه انرژی محدود نخواهد ماند، بلکه فضای سیاسی ناشی از آن نیز دستخوش تغییرات عمیق میشود در این چارچوب، ممکن است این تحولات به شکلگیری برخی جابهجاییهای ژئوپلیتیکی منجر شود؛ ازجمله آنکه اوکراین به نقطهای از مصالحه با روسیه نزدیکتر شود و بخشی از خواستههای مسکو را بپذیرد. همچنین این روند میتواند بر معادلات مربوط به تایوان اثر بگذارد و حتی چین را به سمت بازتعریف رویکرد خود در قبال تایوان سوق دهد. در مجموع، این تحولات میتواند هندسه قدرت سیاسی در بخشهای مختلف جهان را دگرگون کند. در چنین شرایطی، ایالاتمتحده دیگر لزوما نمیکوشد به عنوان یک بازیگر هژمون یا «پلیس جهانی» در همه بحرانها مداخله مستقیم داشته باشد؛ بلکه تلاش میکند براساس اقتضائات منافع خود چه اقتصادی، چه سیاسی، چه اجتماعی و چه ایدئولوژیک در هر نقطهای که لازم بداند وارد عمل شود و منویات خود را به مرحله اجرا بگذارد.
این کارشناس امریکای لاتین در پاسخ به دیگر پرسش «اعتماد» در باب واکنش دیگر کشورهای حوزه کاراییب به تحولات اخیر ونزوئلا گفت: کوبا، به عنوان شریک راهبردی ونزوئلا در حوزههای امنیتی، اطلاعاتی و نظامی و همچنین در زمینه برنامههای اجتماعی، سالها از نفت ترجیحی این کشور بهرهمند بوده است. با این حال، در شرایط جدید، هاوانا به طور قطع با چالشهای جدی مواجه خواهد شد. توان کوبا برای کمک به ونزوئلا، عمدتا به سطح همکاریهای اطلاعاتی محدود میشود؛ همکاریهایی که شبکههای آن همچنان فعالاند و در دوران هوگو چاوز و سپس نیکلاس مادورو نیز همواره به صورت کامل و تنگاتنگ جریان داشته است.
به گفته فریمان با این وجود، به نظر میرسد در وضعیت کنونی، دیگر اقدام موثری از دست کوبا برنیاید. به باور فریمان، این کشور خود با شرایط اقتصادی شکنندهای روبهرو است و بعید است بتواند فراتر از حمایتهای محدود اطلاعاتی، نقش پررنگتری ایفا کند. به علاوه ترامپ اعلام کرد که تعداد زیادی از نیروهای اطلاعاتی کوبا در جریان حمله کشته شدهاند. در مورد کلمبیا نیز هر چند اعلام وضعیت آمادهباش شده، اما بسیار بعید است که این کشور وارد مداخله نظامی مستقیم شود.
این آمادهباش بیش از آنکه جنبه خارجی داشته باشد، ماهیتی داخلی دارد و احتمالا پیامدهای آن بیشتر در حوزه کنترل مرزها و مدیریت پیامدهای امنیتی تحولات ونزوئلا بروز خواهد کرد. این کارشناس امریکای جنوبی در ادامه به «اعتماد» گفت: در مجموع، با توجه به راهبرد امنیت ملی دولت ترامپ در سال ۲۰۲۵ و تاکید دوباره بر متمم ترامپی دکترین مونرو، به نظر میرسد تحولات ونزوئلا به صورت دومینووار بر کشورهایی مانند کوبا، نیکاراگوئه و کلمبیا نیز اثر بگذارد. این روند میتواند این کشورها را به سمت اتخاذ رویکردهای محافظهکارانهتر یا حتی حرکت به سوی گرایشهای راستگرایانه سوق دهد. فریمان در ادامه گفتوگویش با «اعتماد» و درباره واکنش شرکای راهبردی ونزوئلا یعنی چین و روسیه نسبت به اتفاقات اخیر کاراکاس تشریح کرد: به نظر میرسد چینیها تمایلی به ورود به هیچگونه مداخلهای در تحولات ونزوئلا نداشته باشند.
براساس ارزیابیها، دونالد ترامپ به پکن اطمینان داده که جریان صادرات نفت ونزوئلا کماکان برقرار خواهد ماند؛ البته مشروط به آنکه چین در امور امنیتی و نظامی مداخلهای نداشته باشد. در این چارچوب، روابط و منافع تجاری چین در ونزوئلا حفظ میشود، اما دامنه آن به حوزه اقتصادی محدود خواهد ماند. به گفته فریمان در مقابل، اما وضعیت روسیه متفاوت به نظر میرسد. بهاحتمال زیاد مسکو بهتدریج از این منطقه کنار گذاشته خواهد شد و پایگاه نفوذ خود را در ونزوئلا از دست خواهد داد.
هر چند مقامهای روسی مدعیاند که کمک نظامی گستردهای به ونزوئلا ارایه نکردهاند و نقش آنها عمدتا به حوزههایی مانند نگهداری، تعمیرات و برخی بخشهای محدود نظامی خلاصه میشده است، اما واقعیت این است که روسیه در شرایط کنونی توان ورود جدی به این پرونده را ندارد، چراکه باتوجه به درگیری سنگین مسکو در بحران اوکراین و ورود آن به فرآیند چانهزنی و معامله بر سر این پرونده، بعید به نظر میرسد کرملین بخواهد یا بتواند نقش فعالی در تحولات ونزوئلا ایفا کند. از این رو، واکنش روسیه احتمالا به محکومیتهای لفظی و نمادین محدود خواهد شد.
این تحلیلگر مسائل بینالملل در ادامه خاطرنشان کرد: در مجموع، اقداماتی از این دست میبایست پیش از ورود به مرحله مداخله نظامی انجام میشد و اکنون که مداخله نظامی صورت گرفته و ساختار فرماندهی هدف قرار گرفته است، امکان کنشگری موثر برای روسیه بسیار محدود به نظر میرسد. براساس راهبرد امنیت ملی ایالاتمتحده، این منطقه به عنوان حوزه نفوذ امریکا تعریف میشود.
فارغ از مقاومتهایی که ممکن است در برخی کشورها شکل بگیرد یا تلاشهایی که بازیگرانی مانند برزیل برای برگزاری نشستها و اعلام مخالفت با چنین اقداماتی انجام دهند، واشنگتن در مجموع مصمم است قلمرو نفوذ خود را در این منطقه تثبیت کرده و گسترش دهد به بیان روشنتر، ایالاتمتحده این مسیر را بخشی از منافع راهبردی خود میداند و بدون توجه جدی به مخالفتهای سیاسی یا منطقهای، به دنبال تحکیم و تعمیق حضور و نفوذ خود در این حوزه است و این، اصل ماجرا و هسته اصلی سیاست امریکا در قبال این منطقه محسوب میشود.