حمله تند روزنامه اطلاعات به یکی از مسئولان وزارت اقتصاد

روزنامه اطلاعات نوشت: در زمانی که باید همة تلاشها، لااقل در بعد روانی و اجتماعی، در جهت تسکین آلام از دوسوی ماجرا باشد، فردی گمنام، اما صاحبمنصب چنان سخنانی را بیپروا بر زبان براند و در برابر واکنش اعتراضی دیگران به این سخنانش، همچنان بر درشتگویی پای بفشارد، نشان از مرضی مزمن در بدنةدولتهاست، که گویی هرکه چندصباحی بر یک کرسی مینشیند، دیگر از گلانداختن بیمحابای زغال زیر کرسی اندیشه نمیکند.
در خبری تأییدنشده شنیده شد که وزیر محترم اقتصاد دستور عزل او و رسیدگی به پیامد این سخنان را داد؛ بسیار خوب! اما تجربة زیستة ما این است که این عزلها با سر و صدا انجام میشود و نصب بعدی آن فرد در منصبی دیگر، بدون سر و صدا صورت میگیرد.
کاش یک مسئول اقتصادی نظیر این فرد، لااقل این میزان درک از حساسیت منصبش میداشت، که جرقة بحران اخیر، اقتصادی بود و او نیز به سهم خودش و به اقتضای منصبش، خواسته و ناخواسته سهیم در شعلهور شدن آن.
…اما میدانید مشکل در کجاست؟ در یک امر ساده: درک ریشهها و توانایی آسیبزدایی از شاخهها !
نظریات مطرح جامعهشناسی در زمینة بحرانهای اجتماعی از نوع خیابانی، همه بر یک قول متفقاند که: این بحرانها دوام ندارند؛ لااقل در شکل و شمایل خیابانیاش. مهم این نیست که در دو طرف ماجرا چه کسانی ایستادهاند؛ مهم ناپایداریِ شکلیِ ماجراست. حال اگر کسانی هنگام فرونشست این شکل از بحران، دوباره خاکسترها را کنار بزنند و التهابات را شعلهور کنند، مصداق طعمهجویانی هستند که دیر رسیدهاند و از بقایای طعمهها لقمه میجویند.