به روز شده در: ۱۶ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۱:۵۹
کد خبر: ۷۴۷۷۲۴
تاریخ انتشار: ۰۹:۲۶ - ۱۶ ارديبهشت ۱۴۰۵

مأموریت ویژه رییس جمهوری به عارف برای اینترنت / اینترنت بین‌الملل وصل می‌شود؟

روزنو :همان گونه که بستن آسمان در وضعیت خاص و جنگی به روی هواپیماها و لغو پروازها به خاطر حفظ جان شهروندان قابل درک است قطع اینترنت در مواقعی این گونه هم شاید موجه باشد. طبعا وقتی آسمان در اولین فرصت گشوده می‌شود اینترنت هم به گشایش نیاز دارد نه به سامان‌دهی خاص

مأموریت ویژه رییس جمهوری به عارف برای اینترنت / اینترنت بین‌الملل وصل می‌شود؟

معاون ارتباطات و اطلاع‌رسانی دفتر رییس جمهوری اعلام کرده "به زودی آقای دکتر پزشکیان، مأموریت ویژه‌ای به آقای دکتر عارف خواهد داد تا سامان‌دهی خاصی در زمینۀ مدیریت وضعیت جاری اینترنت، در کشور صورت گیرد."

  می‌توان حدس زد که سید مهدی طباطبایی -که در سلامت نفس او تردیدی نیست - برای گفتن یا نوشتن یا ردیف کردن این کلمات چه رنج و شکنجی را تحمل کرده است! اما واقعیت را باید گفت و نوشت.

   نگفته "اینترنت بین‌الملل وصل می‌شود" بلکه گفته رییس جمهوری می‌خواهد به معاون اول مأموریت دهد تا سامان‌دهی خاص کنند! اما  مگر حالا هم سامان‌دهی نیست منتها از نوع خیلی خاص آن؟ نت کثیری قطع است و نت قلیلی هم وصل. از وصلی‌ها یک عده واقعا حسب نیاز و از سابق داشته‌اند و پولی هم بابت آن علی‌حده نپرداخته‌اند و عده دیگری هم با پرداخت پول بهره‌مند شده اند و گویا شمار بهره مندان سر به یک میلیون می‌زند ولی اکثریت، نابرخورداران‌اند.

  (در روزگاری که عباس عبدی تحلیل‌گر سیاسی در زندان بود خبرنگار یک خبرگزاری راست‌گرا در یکی از مرخصی‌ها از او پرسید: آیا راست است که شما هفته‌ای یک روز مرخصی دارید و جمعه‌ها به خانه می‌روید؟ او هم پاسخ رندانه ولی درستی داده و گفته بود: راست این است که من 6 روز هفته در زندان‌ام. یعنی مرد حسابی یا خانم محترم! تو 6 روز در هفته زندانی بودن و محبوسی با حکم سعید مرتضوی را نمی‌بینی -‌که بعدا تبرئه شد- و آن یک روز مرخصی را می‌بینی؟ در این قضیه هم ما چگونه می‌توانیم محرومیت کثیری را نبینیم و اتصال قلیلی را ببینیم و به آن یک عده گیر بدهیم و بگوییم چرا دارید در حالی که مطالبه باید رفع محدودیت بقیه باشد.) 

جدای اینها می‌توان پرسید: حالا قرار است چه سامان‌دهی خاصی انجام دهند متفاوت با وضعیت فعلی؟

 اگر آقای رییس جمهوری اینترنت را حق همه می‌داند در مقام رییس شورای عالی امنیت ملی و رییس شورای عالی فضای مجازی و البته رییس جمهوری دستور دهد وصل شود یا حداقل بگوید این وضعیت استثناست و قرار نیست به قاعده بدل شود و شبکه ملی اینترنت را جای‌گزین آن یا هووی آن نپندارید بلکه بحث به خاطر پایداری شبکه در شرایط اضطراری است و دست‌کم بگوید موضع وزارت ارتباطات را تصدیق و تأیید می‌کند اما دست او برای گشایش به سبک سابق بسته است و در شرایط خاص کشور - نه جنگ نه صلح- ترجیح  نظر دستگاه‌های امنیتی اولی است و در باقی موارد هم باید اجرا کرد اما قدری لطیف‌تر.
جمله بعدی این است: "تصمیم شورای عالی امنیت ملی درباره وضعیت اینترنت قابل تفسیر در شرایط خاص زمانی است."

آدم اول ذوق می‌کند چون خیال می‌کنی منظور از آن شرایط خاص زمانی همان جنگ 40 روزه بوده و حالا که آتش بس است تمام شده و دیگر در شرایط خاص زمانی یا همان " در شرایط حساس کنونی" نیستیم ولی بعد می‌بینی معتقدند هنوز هم در وضعیت خاص هستیم چندان که تصریح می‌شود: "با خروج از این وضعیت خاص، در نهایت شرایط اینترنت به وضعیت پیشین و حتی بهتر از آن بازخواهد گشت."

  این بار هم باز ناچاری بگویی چرا می‌پیچانید؟ خوب صریح و روشن بگویید "وضع فعلی، موقت است و دایمی نیست و در وضعیت جنگی باید به محدودیت‌های موقت تن داد". خلاص!

  گیر آنجاست که موقت‌ها را کش داده‌ایم. گفته‌ایم توقیف موقت یک روزنامه و در عمل، دایمی شده مثلا به امام جمعه‌ای که 30 سال خطبه خوانده گفته‌ایم امام جمعه موقت یا پل آهنی حافظ در تهران قرار بوده موقت و دو ساله باشد ولی دارد 50 ساله می‌شود و حالا دیگر نه می‌شود آن را جمع کرد چون ترافیک مرکز شهر را مختل می‌کند و نه می‌توان ادامه داد چون یک روز زیر این بار خم می‌شود.

جملۀ قابل تأمل دیگر اما این است: "مصوبۀ اینترنت پرو، در کمیته‌ای از شورای عالی امنیت ملی به تصویب رسیده که دارای حکم مصوب شوراست." اگر منظور این است که شورا اختیارات خود را به آن کمیته تفویض کرده یک بحث است و اگر منظور این است که کمیته همان شوراست نادرست است. 

مخاطب این نوشته البته نه شورای عالی امنیت ملی است نه آن کمیته و احتمالا منظورشان کمیتۀ 5 نفره‌ای که چهره‌های شاخص آن به شهادت رسیده‌اند و اسامی جانشینان  به مصالح امنیتی اعلام نشده است.

بلکه یادآوری این نکته است که چرا تا دیروز اعلام می‌شد یک اپراتور سر خود چنین اقدامی کرده و مهم‌تر از همه اظهارات شخص رییس قوه قضاییه و دستور ایشان دربارۀ اینترنت پرو در حالی که عضو ارشد همان شوراست اگرچه عضو آن کمیته نیستند.

اگر اینترنت بین‌الملل به خاطر مصالح امنیتی قطع شده مگر می‌توان پول داد و امنیت خرید؟! ضمن این که آیا همین احساس تبعیض با ملاحظات امنیتی سازگار است؟ مهم‌تر این که چنانچه استمرار این قطع به رشد اینترنت ماهواره‌ای بینجامد حکم رانی در فضای مجازی را به محاق نخواهد برد؟

گویا  بعد از قطع اینترنت در هفته آخر دی و اوایل بهمن او  با دو استدلال برای وصل مجدد مجاب کرده بودند: اول ایجاد نارضایتی در کسب و کارها در حالی که نطفۀ اولیه اعتراضات دی 1404 در نارضایتی کسب و کارها و به خاطر موضوعی دیگر بسته شد و بعد از چند روز خارج نشینان بر همان موج سوار شدند.

دوم این که به اندازه‌ای که استارلینک رشد کند حکم‌رانی بر فضای مجازی به محاق می‌رود و این هم مغایر امنیت است و با همین استدلال دوباره وصل شد تا 9 اسفند که قصه تغییر کرد.

  اگر پزشکیان اینترنت را حق عمومی و فراصنفی می‌داند چی را می‌خواهند سامان خاص بدهند؟ حق را که سامان نمی دهند. اعمال و استیفا می‌کنند.

در نگاه خوش‌بینانه می‌توان گفت مأموریت ویژه به دکتر عارف به چند سبب است:

نخست این که وزیر ارتباطات زیر بار طبقاتی کردن به نام سامان دهی خاص نمی‌رود و هم وغم او کیفیت بالاتر است. مثل این که بخواهی به رییس سازمان آب مأموریت بدهی برخورداری شهروندان از آب آشامیدنی را سامان بدهد در حالی که او باید به همه آب برساند و بر سر تحصیص دادن و ندادن نمی‌توان سامان داد. بلکه اگر برخی بخوردار نشدند یا کیفیت پایین بود سامان می‌دهند. چرا که باید بدهند و به سامان و ساسان نیاز نیست.

دوم این که شاید انتظار دارد تخصص عارف و ریش سفید و سن بالاتر او نسبت به تصمیم گیران و این که حکم پدر یا پدربزرگ برخی را دارد به یاری او بشتابد و قدری همراهی کنند.

سوم این که خود پزشکیان بین وعده رفع فیلترینگ که حالا در حد اتصال مجدد فروکاسته یا ملاحظات جنگی و امنیتی گیر افتاده.


البته می توان پرسید مگر ترورهایی که در عالی‌ترین سطوح شکل گرفت با استفاده از نت بوده در حالی که صحبت از هک نقشه و سوار شدن بر دوربین‌های شهری هم مطرح بوده است.

بر اساس برخی توجیهات اگر وزارت ارتباطات به خاطر استفاده احتمالی از این امکان مثلا در دی مقصر باشد لابد وزیر راه هم مقصر است چون "تروریست‌ها" در دی‌ماه قطعا از راه‌ها و جاده‌ها و خیابان ها استفاده کردند. وزارت نیرو هم مقصر است چون روشنایی یا تاریکی معابر مؤثر بوده و ایضا وزارت نفت که بنزین به جایگاه‌ها رسانده تا آنان بتوانند در حریق استفاده کنند!

همان گونه که آنها مقصر نیستند نت و اینترنت و ارتباطات هم نیست و آدم را یاد آن جمله می‌اندازد که عامل اصلی طلاق، ازدواج است چون تنها اگر هیچ ازدواجی رخ ندهد نرخ طلاق صفر می‌شود ولی از کدام جامعه‌شناس و روان‌شناس خانواده چنین سخنی پذیرفته است؟

 چند واقعیت قبل از اصل حرف:
اول این که نمی‌خواهم فردین بازی در‌آورم و بگویم هر که گرفته پس دهد تا همه برخوردار شوند.
دوم این که شرایط خاص را باید درک کرد اما نباید استثنا به قاعده بدل شود.
سوم. بچه‌های محروم از بازی در کوچه و محبوس در لانه هایی به نام آپارتمان را نمی‌شود از این امکان هم محروم کرد چون قبلی‌ها هم نداشته‌اند! چرا که تار و پود زندگی امروز با نت بین‌الملل گره خورده است.

چهارم. قصه تنها محدود به وزارت ارتباطات نیست که مخالفت کرده. جا دارد صدایی هم از وزیر اقتصاد برخیزد. یکی از رییسان اتاق بازرگانی آن اوایل گفته بود او زیادی نایس است و بیشتر به درد دانشگاه می‌خورد تا این عرصه واقعی و پرچالش. اشکال ندارد. دانشگاهی و نایس بماند. اما اگر چنین است حداقل به خاطر اقتصاد دیجیتال او هم دو کلمه درباره اینترنت حرف بزند!

پنجم. آیا با ادامۀ این وضع، فرصت‌های تجاری در بازارهای رقابتی از دست نمی‌رود یا نرفته؟ آیا به کاهش روحیه و انگیزه کارکنان و کوچ و سرخوردگی نحبگان نمی‌انجامد یا نیَنجامیده؟ آیا کشورهای دیگر هم تا جنگ می‌شود شیر اینترنت را می‌بندند؟  

 حالا برسیم به اصل قصه.چرا آقای عارف؟ مأموریت محولۀ ملت را به دیگری ولی معاون‌تان چرا ارجاع می‌دهید؟

 ریاست جمهوری شما هنوز دو ساله نشده و همین تیر ماه دو سال قبل بود که به سه دلیل مشخص بر رقبا پیروز شدید و آن موضع متفاوت و وعدۀ اصلاح در سه حوزه بود: مناقشه با آمریکا و تلاش برای پرهیز از جنگ با مذاکره ( اگر هم نگفتید همراهی دکتر ظریف حاوی همین پیام بود). دومی همراه نشدن با قانون حجاب اجباری و هم‌نوایی با جنبه‌های غیر سیاسی جنبش مهسا یا حداقل این طور تصور شد و سوم وعده صریح رفع فیلترینگ.

    به بیان ساده‌تر و صریح‌تر. نصف ملت رای ندادند ولی اکثریت نصف باقی مانده به سه دلیل حجاب و اینترنت و مذاکره به شما رای دادند.

   در قبال مذاکره به رغم فضای منفی و بدگمانی و طرف بودن با ترامپ عهد شکن مجوز را گرفتید اگرچه هر دو بار در میانه مذاکرات حمله کردند. هر چند به نتیجه مورد نظر نرسید ولی از حیث اقناع افکار عمومی داخل و خارج مؤثر بود.

 در قضیه حجاب صریح و روشن گفتید شخصا باور دارم ولی نمی توانم قانون جرایم آن را اجرا کنم چون جامعه را به هم می‌ریزد.

   اینترنت اما نه حساسیت مذاکره را دارد و نه بحث‌های شرعی حجاب را که هنوز هم امثال امام جمعه رشت نمی‌توانند باور کنند و چه بسا همچنان از این همه تغییر شگفت زده است و به جای تبلیغ دینی حکم صادر می‌کند در حالی که دستگاه های امنیتی و قضایی و انتظامی تابع امام جمعه نیستند و نهایتا می‌تواند توصیه کند، همین.

  وقتی هر گونه داوری درباره کارنامه پزشکیان بر اساس این 3 مقوله ( سبک زندگی و اینترنت و  مذاکره) خواهد بود باید آنها را انجام دهد نه آن که به این و آن بسپارد. دیگران البته مشاور یا دراختیارند.

 آدم‌ها بی‌خود بزرگ نمی‌شوند. مصدق با دو مأموریت مشخص دولت تشکیل داد: اولی ملی کردن صنعت نفت و دومی اصلاح قانون انتخابات. همین. در این همایش و آن کنفرانس هم شرکت نکرد و اگر به خارج رفت با نفت مرتبط بود. چه لاهه چه نیویورک.

  کارهای دیگر هم البته کرد مثل ملی کردن شیلات و عرضۀ ماهی 5 تومانی به یک تومان و تصویب قوانین رفاهی در مدت کوتاهی که از مجلس اختیار گرفته بود اما مأموریت اصلی همان دو مورد بود.

   با نگاهی وسیع‌تر قرار بود پزشکیان 5 کار انجام دهد.اول در سیاست خارجی گشایشی انجام دهد که جنگ نشود ( و لابد می گویید چقدر هم نشد!). دوم این که زیر بار قانون حجاب نرود ( و نرفت). سوم پیام رسان های فیلتر شده را آزاد کند ( و عملا به خاطر جنگ 12 روزه و اعتراضات دی و جنگ 40 روزه قطع مستمر را تجربه کردیم) و چهارم صدا وسیما را از انحصار گروهی خاص درآورد ( و این در ردیف وعده ها نبود ولی خواست حامیان بود) و پنجم گزینش ها را از حالت ایدیولوژیک صرف درآورد.

  این نوشته با همۀ این احوال در نقد رییس جمهوری نیست که برخی ها خیال می کنند مدتی است که اصلا نیست.  در رد تصمیمات موقت و به صلاح امنیت یا از سر اضطرار هم نیست. به قصد متهم کردن وزارت ارتباطات هم نیست چون می دانیم موضع آن چیست. 

  به قصد آن است بدانیم آقای رییس جمهور می خواهد چه کار کند؟ نه با ما و به سوگندی که یاد کرده که به تعبیر بامدادِ شاعر با خود وفادار می‌مانَد آیا؟

  مصدق شدن سخت است. ستارخان چطور است؟ الگوی تاریخی دارید یا نه یا می‌خواهید باقی را هم با تکرار  جملاتی که بعضا از قبل اندیشیده نشده‌اند و بالا آوردن کف دست هم به یافتن کلمه یاری نمی رساند بگذرانید؟ به تعبیر آقای دکتر محقق داماد باید تصمیم گرفت، تصمیم سخت. 

  شاید تا اطلاع ثانوی اصلا دیگر نتوان انتخاباتی برگزار کرد و پزشکیان هم مثل زاکانی هی تمدید شود. (‌زاکانی بیش از یک سال است اضافه بر سازمان شهردار مانده‌).

  مردان بزرگ تاریخ سیاست با تصمیمات بزرگ شناخته می‌شوند.  خیلی بد است که بعدها در تاریخ بنویسند آنها که در جبهۀ نبرد با دو قدرت وحشی بودند سریع و صریح و شجاعانه تصمیم گرفتند ولی سیاسیون‌شان سردرگم بودند.

  دو حس در جامعه درگرفته و پزشکیان به جای مأموریت به سامان وساسان این دو را باید رفع کند: اول این که کسانی که با اینترنت مشکل داشتند و معتقد بودند جلوی هیتلر را باید در همان مونیخ می گرفتند درصدد استمرار این وضع با توجیه جواب گو بودن شبکه پایدار داخلی هستند که عنوان بهتری است از شبکه ملی.  دوم این که دست رییس جمهور نیست و به دنبال راهی در این کشاکش است تا نه سیخ بسوزد نه کباب.  

  هر چه باشد حق اگر حق است ولو مدتی مضایقه شده باشد باید اعطا و ایفا شود و قابل سامان دهی ویژه نیست. مگر آن که آقای پزشکیان برای "حق" هم مانند "تقوا" قایل به تعریف من درآوردی خودش باشد چون او تنها کسی است که تقوا را "حرکت بدون خطا" معنی کرده در حالی که کل زندگی آزمون و خطاست و زیباترین تعبیر معادل تقوا همان شرم است که دکتر سروش به کار می‌برد.

  حق استفاده از اینترنت، یک حق ذاتی است و 11 روز دیگر روز جهانی ارتباطات است.  همان گونه که آسمان را در وضعیت خاص و جنگی به روی هواپیما می‌بندیم و پروازها لغو می‌شود و به خاطر حفظ جان شهروندان قابل درک است قطع اینترنت در مواقع این گونه شاید موجه باشد. اما طبعا پرواز داخلی جای‌گزین پرواز خارجی نمی‌شود و نمی‌توان گفت عده‌ای بروند و عده‌ای نروند در این فقره هم این نگرانی جدی است که از سامان‌دهی سوء تعبیر صورت پذیرد و نگرانی مهم‌تر این که برای حق هم مانند تقوا تعریفی من درآوردی ابداع شود!

تصویر روز
خبر های روز