به روز شده در: ۰۴ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۲:۳۰
کد خبر: ۷۳۹۱۷۲
تاریخ انتشار: ۱۰:۳۸ - ۰۴ اسفند ۱۴۰۴

حال و احوال ناخوش این روز‌های ما چه زمانی تمام می‌شود؟

روزنو :سلامت روان در مناطق درگیر فقط به زخم‌های گذشته مربوط نمی‌شود، بلکه به بار انتظار نیز گره خورده است؛ انتظار رخدادی خطرناک که شاید بیاید و شاید هرگز نیاید

حال و احوال ناخوش این روز‌های ما چه زمانی تمام می‌شود؟

حتی در غیاب بمباران، واژه‌هایی مانند «تشدید تنش» و «جنگ قریب‌الوقوع» احساس تهدید را زنده نگه می‌دارند و اضطرابی آرام‌ناشدنی را تغذیه می‌کنند. در هفته‌های اخیر و هم‌زمان با تشدید لحن تهدیدآمیز میان ایالات متحده و ایران، بار دیگر احتمال تشدید نظامی در منطقه مطرح شده و بسیاری در وضعیت انتظار و تعلیق به سر می‌برند تا ببینند این تحولات چگونه ممکن است بر زندگی روزمره‌شان تأثیر بگذارد.

به گزارش روز نو در منطقه عربی، تجربه‌ها متفاوت است؛ برخی کشور‌ها در دوره‌های مختلف شاهد جنگ‌ها و درگیری‌های مسلحانه بوده‌اند و برخی دیگر در تاریخ معاصر خود بمباران مستقیم را تجربه نکرده‌اند، اما از پیامد‌های سیاسی و روانی تنش‌های منطقه‌ای در امان نمانده‌اند. در کشور‌هایی که نزاع‌های تکرارشونده را تجربه کرده‌اند، پیامد‌های جنگ به بخشی از زندگی روزمره و حافظه جمعی تبدیل شده است و آثار آن از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود.

در کشور‌های دیگر نیز تهدید‌های مداوم و اخبار تشدید تنش، حالتی از اضطراب و همدلی ایجاد کرده و هم‌زمان نگرانی درباره تأثیر بحران‌ها بر وضعیت اقتصادی، قیمت کالا‌ها و سوخت یا حمل‌ونقل هوایی را افزایش داده است. در قاهره یا ریاض شاید صدای انفجار هر روز شنیده نشود، اما عباراتی مانند «تشدید»، «حمله احتمالی» و «پاسخ نظامی» تقریبا‌ً به‌طور مستمر در اخبار تکرار می‌شوند.

در دوره‌های آرامش در شهر‌هایی مانند بیروت، دمشق یا غزه نیز ممکن است روزی کامل بدون انفجار سپری شود. کافه‌ها باز هستند، مدارس فعال‌اند و ترافیک با ریتم همیشگی خود جریان دارد. بااین‌حال، پوشش رسانه‌ای درباره احتمال جنگ همچنان حاضر است و به گوش مخاطبانی می‌رسد که جنگ را با خشن‌ترین چهره‌هایش تجربه کرده‌اند؛ این پوشش‌ها اضطرابی نهفته و تجربه‌هایی را زنده می‌کند که آثارشان هنوز از بین نرفته است.

«ماری المزوق»، روان‌درمانگر بالینی متخصص در درمان شناختی-رفتاری، می‌گوید: «وقتی مردم زیر تهدید جنگیِ طولانی‌مدت زندگی می‌کنند، دستگاه عصبی میان جنگی که واقعا‌ً رخ می‌دهد و جنگی که ممکن است رخ دهد، تفاوتی قائل نمی‌شود. بدن به خود انتظار خطر واکنش نشان می‌دهد.»

«سازمان خدمات سلامت ملی بریتانیا» (NHS) فشار روانی را «واکنشی طبیعی به فشار ذهنی یا عاطفی» تعریف می‌کند. این احساس غالبا‌ً با حس ازدست‌دادن کنترل همراه است. وقتی فرد دچار ترس یا اضطراب می‌شود، بدن هورمون‌های استرس مانند آدرنالین و کورتیزول ترشح می‌کند. این فرایند گاه مفید است؛ زیرا به تمرکز، هوشیاری و انجام وظایف کمک می‌کند. اما اگر فشار برای مدت طولانی ادامه یابد، می‌تواند به مشکلی جدی تبدیل شود.

به‌گفته این نهاد، استرس می‌تواند علائم جسمی مانند سردرد یا سرگیجه، گرفتگی یا درد عضلانی، مشکلات گوارشی، درد قفسه سینه یا تپش قلب و مشکلات جنسی ایجاد کند. همچنین، ممکن است علائم روانی مانند دشواری در تمرکز، مشکل در تصمیم‌گیری، احساس فرسودگی، اضطراب مداوم و فراموشی بروز کند.

تغییرات رفتاری نیز ممکن است دیده شود؛ مانند تحریک‌پذیری سریع، خواب بیش‌از‌حد یا کمتر از حد معمول، پرخوری یا کم‌خوری، اجتناب از برخی مکان‌ها یا افراد و افزایش مصرف سیگار یا الکل. این سازمان تأکید می‌کند همیشه تشخیص اینکه علت این تغییرات استرس است، آسان نیست.

در همین زمینه، ماری المزوق می‌گوید: «گفتمان سیاسی مکرر درباره جنگ، مغز را در حالت جست‌وجوی دائمی خطر نگه می‌دارد، حتی بدون وجود بمباران واقعی.» او می‌افزاید: «آنچه امروز از نظر بالینی مشاهده می‌کنیم، صرفا‌ً اضطراب معمولی نیست، بلکه دستگاه عصبی‌ای است که هرگز کاملا‌ً خاموش نمی‌شود.»

او توضیح می‌دهد بسیاری از مردم در مناطق متأثر از درگیری، مانند لبنان، سوریه، سرزمین‌های فلسطینی و عراق، از تنش عضلانی مداوم، اختلالات گوارشی، بی‌خوابی، سردرد، تپش قلب و خستگی مزمن رنج می‌برند. به‌گفته او: «این‌ها علائم خیالی نیستند، بلکه پاسخ زیستی به عدم قطعیت طولانی‌مدت‌اند.»

براساس گزارش «انجمن روان‌شناسی آمریکا» (APA)، استرس زمانی خطرناک‌تر می‌شود که برای مدت طولانی بر توانایی فرد برای داشتن زندگی عادی تأثیر بگذارد. هرچه استرس طولانی‌تر شود، اثرات آن بر ذهن و بدن بیشتر خواهد بود.

این انجمن هشدار می‌دهد فعال‌سازی طولانی‌مدت نظام پاسخ به استرس و قرار گرفتن مداوم در معرض کورتیزول و دیگر هورمون‌های تنش می‌تواند بسیاری از فرایند‌های بدن را مختل کند.

این وضعیت ممکن است خطر ابتلا به اضطراب و افسردگی، مشکلات گوارشی، سردرد و تنش عضلانی، بیماری‌های قلبی و حملات قلبی، فشار خون بالا و سکته، اختلالات خواب، افزایش وزن و ضعف حافظه و تمرکز را افزایش دهد.

همچنین، استرس مزمن می‌تواند سیستم ایمنی را تضعیف کند و روند بهبود بیماری‌ها را دشوارتر سازد. افزون‌براین، ممکن است به رفتار‌های ناسالمی مانند پرخوری یا مصرف سیگار برای مقابله با فشار روانی منجر شود.

ماری المزوق دراین‌باره می‌گوید: «بدن برای ماندن نامحدود در وضعیت (جنگ یا گریز) طراحی نشده است.» او توضیح می‌دهد کورتیزول به ما کمک می‌کند هوشیار بمانیم و به خطر واکنش نشان دهیم، «اما وقتی برای مدت طولانی بالا بماند، می‌تواند بر خواب، ایمنی بدن، خلق‌وخو، گوارش و سلامت جسمی به‌طور کلی اثر منفی بگذارد.»

او می‌افزاید مواجهه مکرر با اخبار تهدید و گفتمان جنگ، الگو‌های تفکر فاجعه‌محور را تقویت می‌کند. وقتی زبان جنگ بخشی از زندگی روزمره شود، ذهن به‌عنوان نوعی سازوکار دفاعی خود را برای بدترین سناریو‌ها آماده می‌کند، «اما این آمادگی هزینه روانی بالایی دارد.»

او تأکید می‌کند: «بسیاری از مردم در این مناطق که زیر تهدید مداوم جنگ هستند، در واکنش‌هایشان اغراق نمی‌کنند. واکنش‌های آنها متناسب با محیطی است که در آن زندگی می‌کنند.»

سازمان خدمات سلامت ملی بریتانیا توصیه می‌کند برای مقابله با استرس می‌توان اقدام‌های عملی نظیر صحبت درباره احساسات با دوست، یکی از اعضای خانواده یا متخصص سلامت، استفاده از تمرین‌های تنفسی آرام‌بخش، برنامه‌ریزی قبلی برای روز‌ها یا رویداد‌های پراسترس، بهره‌گیری از حمایت گروهی، پرهیز از پناه بردن به الکل، سیگار یا موادمخدر برای کاهش استرس، تلاش نکردن برای انجام همه کار‌ها به‌طور هم‌زمان، تمرکز بر اهداف کوچک و قابل دستیابی را انجام داد.

انجمن روان‌شناسی آمریکا نیز پیشنهاد می‌کند شناسایی عوامل استرس‌زا و پایش وضعیت خلقی، تهیه برنامه‌ای برای مقابله با منابع تنش، ایجاد روابط حمایتی قوی، انجام فعالیت بدنی منظم، داشتن هفت تا هشت ساعت خواب و مراجعه به متخصص درصورت تداوم احساس فرسودگی ضروری است.

از سوی دیگر، ماری المزوق ابزار‌های عملی برای تنظیم دستگاه عصبی و کاهش سطح کورتیزول پیشنهاد می‌کند و می‌گوید: «کاهش کورتیزول به‌معنای اجتناب از واقعیت نیست، بلکه یعنی دادن نشانه‌های امنیت به دستگاه عصبی تا بتواند بهبود یابد.»

از جمله کار‌هایی که می‌توان در این شرایط انجام داد تنظیم تنفس است. نفس کشیدن آهسته با طولانی‌تر کردن بازدم برای چند دقیقه؛ این کار به دستگاه عصبی پیام امنیت می‌دهد و به خروج از وضعیت «جنگ یا گریز» کمک می‌کند.

ایجاد یک برنامه روزانه ساده و قابل پیش‌بینی از دیگر موارد است. بیدار شدن در ساعت مشخص و وعده‌های غذایی منظم یا پیاده‌روی در زمانی ثابت، پیش‌بینی‌پذیری نیاز به هوشیاری دائمی را کاهش می‌دهد.

کاهش مواجهه مکرر با اخبار تهدید را نیز باید در این شرایط انجام داد که شامل بسنده کردن دنبال کردن اخبار یک یا دو بار در روز به‌جای پیگیری مداوم می‌شود.

به‌علاوه، دم از راه بینی و سپس بازدم همراه با صدای یکنواخت و آهسته برای دو تا سه دقیقه، سیستم عصبی آرام‌کننده را فعال می‌کند.

ضربه زدن متناوب به شانه‌ها که ضربه‌های آهسته و متناوب می‌شود برای یک تا دو دقیقه، به کاهش تنش کمک می‌کند. به‌علاوه آهسته غذا خوردن و جویدن هر لقمه دست‌کم ۱۰ بار در سمت غیرمعمول دهان نیز کمک‌کننده است. این کار تمرینی ساده برای کند کردن ریتم و تمرکز بر لحظه اکنون است.

المزوق در پایان می‌گوید: «سلامت روان در مناطق درگیر فقط به زخم‌های گذشته مربوط نمی‌شود، بلکه به بار انتظار نیز گره خورده است؛ انتظار رخدادی خطرناک که شاید بیاید و شاید هرگز نیاید.»

تصویر روز
خبر های روز